تبلیغات
مرتضی عنابستانی - اصول موفقیت و کامیابی - مطالب کارآفرینی
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
هیچکس
نوشته شده در جمعه 11 مرداد 1387
ساعت : 02:08 ق.ظ
نویسنده : كیانمهر حصیر باف

:: قضیه سروش پدر رپ فارسی

حدود یک سال پیش سیدی میره استادیو اوج مهر پیش رضا پیشرو میگه من رفیق حامد تارکان و محسن یگانه ام.سیدی با پیشرو هم صحبت میشه و سیدی به پیشرو درخواست feat میده و پیشرو قبول نمیکنه.چند روز بعد سیدی میره استادیو صدای نو تو ونک پیش لشکری ( هیچکس ) باهاش هم صحبت میشه و به لشکری درخواست feat میده و لشکری ام قبول نمیکنه و سیدی هم با اعصاب خورد از اونجا میاد بیرون و بعد چند وقت سیدی به یه بنده خدایی پیغام میده که به لشکری اینا بگن که سیدی گفته پدرتونو در میارم.سیدی با خودش میگه مخاطبای رپ فارسی خوش باورنو و جوگیر و دنبال سوژه و سن پایین پس میگه میشه یه سیاستی بریزی که بشه پرشین رپو و کلا رپ فارس رو خراب کرد و واسه خودم کنم.طول چند ماهی این سیاستو میرزه که بگه سروش اصلی منم و هیچکس ( لشکری ) بدل منه.و مطالبی که سیاست ریخته بود به همه ی وبلاگا از جمله rapworld میده تا حرفاشو باور کنن که الان یه خورده از شرو وراش تو وبلاگا هستش که معلوم نیست چقدر دیگه شرو ور اضافه کنه بندازه به این وبلاگا.
قضیه آهنگ زندان تو آلبوم جنگل آسفالت هیچکس:
بعد چند وقت این فرد ( سیدی ) با یه آدم خوش باور و خام و ترسو دوست میشه به نام علی کینگ ( داداش پیشرو ) .این علی کینگ ساده با اینا هم صحبت میشه و باهاشون تو کافی نت فردوسی آشنا میشه.سیدی با حرفاش علی کینگو شستشو مغزی میده که علی کینگ آدم سیدی میشه و علی کینگ فکر میکنه که سروش واقعی سیدیه.!!!! و سیدی به علی کینگ میگه ما دورمون پر آدمای دولتیه کله گندس تو آب بخوری میفهمن.پس سعی کن دست از پا خطا نکنی.سیدی با این حرفاش علی کینگو میترسونه و تهدیدش میکنه و از علی کینگ یه آدم آهنی میسازه که هر چی سیدی اینا بگن علی کینگ گوش کنه.بعد چند وقت علی کینگ اینا رو دعوت میکنه خونشون. سیدی با دوستش میره خونه علی کینگ اون موقع رضا خونشون نبوده و علی کینگ نمیدونسته که اینا رو رضا میشناسه و نمیدونسته که لشکری و پیشرو بهش ضدحال زدن.قلب از اینکه آلبوم جنگل آسفالت بیاد بیرون که آهنگ زندان هم توش بوده علی کینگ آلبومو پیش هیچکس گوش داده بوده. آهنگ زندان قرار بود غیر ریویل و هیچکس با پیشرو خونده شه.بعد چند وقت یه قضیه ای پیش اومده که پیشرو تو آهنگ زندان نخونه و پیشرو بیت آهنگو میذاره خون خودشون و میره پیش متضاد زندگی کنه چند وقتی.اون روز که سیدی خونه علی کینگ اینا بوده علی کینگ وقتی بیت ها رو داشته امتحان میکرده.بیت آهنگ زندانم میبینه و سیدی میگه این بیت چیه؟علی هم میگه بیت زندانه تو آلبوم هیچکس بعد علی کینگ میگه من اهنگو گوش کردم.بعد سیدی میگه آهنگو کامل حفظی بعد علی کینگ میگه نه فقط chorus و یه بیت اول ورس اولشو حفظم.بعدش سیدی میگه این آهنگ زندانو دموشو میدیم بیرون فقط توش chorus رو میخونیم و بیت اولشو ( که توجه کرده باشین لشکری chorus رو وسطش میخونه نه اولش ) بعد چند وقت که سیدی میخواست شعر زندانو بقیشو از خودش بنویسه آلبوم جنگل آسفالت میاد بیرون که سیدی ورس اول لشکری رو از روش بر میداره و بقیشو خودش مینویسه و واسه علی کینگم خودش مینویسه بعد چند وقت میرن واسه رکورد با علی کینگ آهنگو میخونن و تموم میشه سر میکس آهنگ بود که علی کینگ با سیدی بحثشون میشه که علی میگه من میخوام از اکیپ شما بیام بیرون بعد سیدی میگه نمیشه اگه بخوای بیای بیرون آدمای گنده و دولتی دورو ورم میان سراغت.و اون شب علی کینگ زود آژانس میگیره میره خونه وو قضیه تهدیدو به خانوادش میگه و خانوادش میگن اصلا باید رابططونو قطع کنین و رابطشون قطع میشه . علی کینگ به داداشش پناه میبره.شب عید بود که سیدی sms میزنه به علی که عیدت مبارک و کار مهمم باهات دارم لعد علی جواب میده که کاری داری الان بگو بعدشم دیگه زنگ نزن.سیدی میگه چرا مثه غریبه ها حرف میزنه با من.ما با هم تیریپ داداشی داریم.آخه علی کینگ ... به اینا اعتماد کرده بود زندگیشو براشون گفته بود.خلاصه سیدی میگه شب میزنگم کارمو میگم قبل از اینکه زنگ بزنه علی زنگ میزنه میگه الان بگو چون گوشی دیگه دستم نیست.بعدشم خونوادم و رضا موافق نیستن باهات صحبت کنم.بعد میگه گوشیو بده رضا من باهاش صحبت میکنم.رضا هم بهش فحشو میکشه و باهم جرو بخثشون میشه.و اون شب قضیه کش پیدا میکنه و رفیقای سیدی زنگ میزنن هی فحش کشی حتی به مامان پیشرو و علی کینگم تا گوشیو بر میداره فحش میدن.اون شب قضیه تموم شد.
حرفی از علی کینگ:
من از کارایی که کردم پشیمونم درسته من پشت لشکری خیلی حرف زدم و الکی یه چیزایی درباره لشکری به اونا گفتم ولی لشکری رو بیشتر تو رپ فارس قبول دارم.چند تا چیز واسم تجربه شد که به نظرم اومد بگم:
یکی اینکه هر وقت اعصابتون خورده هیچ وقت پیش رفیقاتون دردو دل نکنبن با خودتون صحبت کنین چون یه روزی همین رفیقا دشمن میشن از هیچیم نترسید.
یه نکته از طرف من ( علی ) و هیچکس ( لشکری ) و پیشرو و نابغه ها : که تو این وبای دیگه شرو ور زیاد مینویسن هر چی هست الان تو این وب به آرش گفتم.منم تو رپ ? نفرو قبول دارم لشکری و پیشرو.الان خودم ( علی کینگ ) با لشکری رفیق رفیقم.دیگه هم پشتش حرف نمیزنم.
دیگه هم لقب من علی کینگ نیستش فعلنا هم کار نمیکنم یه روزم بیام بایه اسم جدید و فارسی میام.که پیشرو و هیچکس واسم انتخاب میکنن.
امکان داره پیشرو واسم یه آلبوم جمع کنه.تازگیا هم ? تا ترک میخوام بدم که یکیش رپ و پاپ هستش یکیم با آرش ZEO هست که شاخ بازیه و تند خونی.منتظرشون باشین که آخرین کارامن که فعلنم با رپ خدافظی میکنم.


                                                             منبع : www.morteziano.coo.ir

:: مرتبط با: کارآفرینی ,
 



در انتظار .................
نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد 1387
ساعت : 12:07 ب.ظ
نویسنده : سحر
در انتظار دیدن چشمانت صبح را شب  شب را صبح میکنم            اسمان چادر سیاه خود را با چشمک ستارگانش پهن میکند       و دوباره صبح ان را جمع میکند و جای ان را خنده ی گرم خورشید میگیرد         و تو ای لحظه لحظه ی زندگی من هنوز نیامدی!    بهار امدو رفت و  جای خود را به تابستان و پاییز داد باز هم نیامدی  قلبم هر لحظه تاریک و تاریک تر می شود       وجودم را سرمای زمستان می پوشاند    غبار غم چهر ام را ارایش می کند    رودخانه ای از اشک بر گونه ام جاری می گردد        و تو نیستی ارامم کنی        و سیل اشکانم را با دستان مهربانت پاک کنی         چقدر  دلم برای با تو بودن و با تو ماندن تنگ شده        تک گل قشنگ باغچه ی قلبم  بیا و مرا از انتظارو تنهایی رهایی ده    منتظرت هستم        منتظرت می مانم تا تو بیایی..........              

:: مرتبط با: کارآفرینی ,
 



کاش میدونستی
نوشته شده در جمعه 4 مرداد 1387
ساعت : 09:07 ق.ظ
نویسنده : سحر

کاش میدونستی در این روز سیاه          تک و تنها در این شهر شلوغ        مانده ام بی کس و تنها و غریب       و میخوانم تو را یک دم          که بیایی در کنارم       حیف که در این راه دورو دراز              گیر میکند  صدایم در امواج باد           کاش میدانستی که چقدر تنهایم          دستان نیا زم را می گرفتی تو در دستانت         گرمای وجودت را       می بخشیدی بر چشمانم                              


:: مرتبط با: کارآفرینی ,
 



ارامش روح
نوشته شده در جمعه 4 مرداد 1387
ساعت : 02:07 ق.ظ
نویسنده : سحر

عشق یعنی با توو چشمان تو                          دیدن و بوییدن عطر تنت                       غوطه ور در ساحل چشمان تو                  غرق در مهر تو و دستان تو      می تپی با هر تپش در قلب من     می روی با هر نفس در جان من            عشق تو نبض حیات جان من         اخم تو ویرانگر افکار من   بودنت ارامش روح من است       دوریت غمکده ی قلب من استSmiley


:: مرتبط با: کارآفرینی ,
 



 

 


 
 
 
 

codebazan